Select surah 1- Al-Fatihah ( The Opening ) 2- Al-Baqarah ( The Cow ) 3- Al-Imran ( The Famiy of Imran ) 4- An-Nisa ( The Women ) 5- Al-Maidah ( The Table spread with Food ) 6- Al-An'am ( The Cattle ) 7- Al-A'raf (The Heights ) 8- Al-Anfal ( The Spoils of War ) 9- At-Taubah ( The Repentance ) 10- Yunus ( Jonah ) 11- Hud 12- Yusuf (Joseph ) 13- Ar-Ra'd ( The Thunder ) 14- Ibrahim ( Abraham ) 15- Al-Hijr ( The Rocky Tract ) 16- An-Nahl ( The Bees ) 17- Al-Isra ( The Night Journey ) 18- Al-Kahf ( The Cave ) 19- Maryam ( Mary ) 20- Taha 21- Al-Anbiya ( The Prophets ) 22- Al-Hajj ( The Pilgrimage ) 23- Al-Mu'minoon ( The Believers ) 24- An-Noor ( The Light ) 25- Al-Furqan (The Criterion ) 26- Ash-Shuara ( The Poets ) 27- An-Naml (The Ants ) 28- Al-Qasas ( The Stories ) 29- Al-Ankaboot ( The Spider ) 30- Ar-Room ( The Romans ) 31- Luqman 32- As-Sajdah ( The Prostration ) 33- Al-Ahzab ( The Combined Forces ) 34- Saba ( Sheba ) 35- Fatir ( The Orignator ) 36- Ya-seen 37- As-Saaffat ( Those Ranges in Ranks ) 38- Sad ( The Letter Sad ) 39- Az-Zumar ( The Groups ) 40- Ghafir ( The Forgiver God ) 41- Fussilat ( Explained in Detail ) 42- Ash-Shura (Consultation ) 43- Az-Zukhruf ( The Gold Adornment ) 44- Ad-Dukhan ( The Smoke ) 45- Al-Jathiya ( Crouching ) 46- Al-Ahqaf ( The Curved Sand-hills ) 47- Muhammad 48- Al-Fath ( The Victory ) 49- Al-Hujurat ( The Dwellings ) 50- Qaf ( The Letter Qaf ) 51- Adh-Dhariyat ( The Wind that Scatter ) 52- At-Tur ( The Mount ) 53- An-Najm ( The Star ) 54- Al-Qamar ( The Moon ) 55- Ar-Rahman ( The Most Graciouse ) 56- Al-Waqi'ah ( The Event ) 57- Al-Hadid ( The Iron ) 58- Al-Mujadilah ( She That Disputeth ) 59- Al-Hashr ( The Gathering ) 60- Al-Mumtahanah ( The Woman to be examined ) 61- As-Saff ( The Row ) 62- Al-Jumu'ah ( Friday ) 63- Al-Munafiqoon ( The Hypocrites ) 64- At-Taghabun ( Mutual Loss & Gain ) 65- At-Talaq ( The Divorce ) 66- At-Tahrim ( The Prohibition ) 67- Al-Mulk ( Dominion ) 68- Al-Qalam ( The Pen ) 69- Al-Haaqqah ( The Inevitable ) 70- Al-Ma'arij (The Ways of Ascent ) 71- Nooh 72- Al-Jinn ( The Jinn ) 73- Al-Muzzammil (The One wrapped in Garments) 74- Al-Muddaththir ( The One Enveloped ) 75- Al-Qiyamah ( The Resurrection ) 76- Al-Insan ( Man ) 77- Al-Mursalat ( Those sent forth ) 78- An-Naba' ( The Great News ) 79- An-Nazi'at ( Those who Pull Out ) 80- Abasa ( He frowned ) 81- At-Takwir ( The Overthrowing ) 82- Al-Infitar ( The Cleaving ) 83- Al-Mutaffifin (Those Who Deal in Fraud) 84- Al-Inshiqaq (The Splitting Asunder) 85- Al-Burooj ( The Big Stars ) 86- At-Tariq ( The Night-Comer ) 87- Al-A'la ( The Most High ) 88- Al-Ghashiya ( The Overwhelming ) 89- Al-Fajr ( The Dawn ) 90- Al-Balad ( The City ) 91- Ash-Shams ( The Sun ) 92- Al-Layl ( The Night ) 93- Ad-Dhuha ( The Forenoon ) 94- As-Sharh ( The Opening Forth) 95- At-Tin ( The Fig ) 96- Al-'alaq ( The Clot ) 97- Al-Qadr ( The Night of Decree ) 98- Al-Bayyinah ( The Clear Evidence ) 99- Az-Zalzalah ( The Earthquake ) 100- Al-'adiyat ( Those That Run ) 101- Al-Qari'ah ( The Striking Hour ) 102- At-Takathur ( The piling Up ) 103- Al-Asr ( The Time ) 104- Al-Humazah ( The Slanderer ) 105- Al-Fil ( The Elephant ) 106- Quraish 107- Al-Ma'un ( Small Kindnesses ) 108- Al-Kauther ( A River in Paradise) 109- Al-Kafiroon ( The Disbelievers ) 110- An-Nasr ( The Help ) 111- Al-Masad ( The Palm Fibre ) 112- Al-Ikhlas ( Sincerity ) 113- Al-Falaq ( The Daybreak ) 114- An-Nas ( Mankind )
Translations English English - Yusuf Ali English - Transliteration English - Rowwad Translation Center English - Ahmed Ali English - Ahmed Raza Khan English - Arberry English - Daryabadi English - Hilali & Khan English - Talal Itani English - Maududi English - Mubarakpuri English - Pickthall English - Qarai English - Qaribullah & Darwish English - Sarwar English - Shakir English - Wahiduddin Khan Français Español Spanish Cortes Spanish Garcia Português Deutsch German Bubenheim & Elyas German Khoury German Zaidan Italiano Nederlands Dutch Leemhuis Dutch Siregar Русский Russian Абу Адель Russian Аль-Мунтахаб Russian Крачковский Russian Кулиев Russian Османов Russian Порохова Russian Саблуков Română Greek Svenska Shqip Shqip Feti Mehdiu Shqip Sherif Ahmeti Bosanski Bosnian Mlivo Български České České Nykl Norwegian Türkçe Turkish Alİ Bulaç Turkish Çeviriyazı Turkish Diyanet İşleri Turkish Diyanet Vakfı Turkish Edip Yüksel Turkish Elmalılı Hamdi Yazır Turkish Öztürk Turkish Suat Yıldırım Turkish Süleyman Ateş Polski Croatian Georgian Српски українська Macedonian Lithuanian Azəri Azerbaijani Məmmədəliyev & Bünyadov اردو Urdu Maududi Urdu Ahmed Raza Khan Urdu Jalandhry Urdu Qadri Urdu Jawadi Urdu Junagarhi Urdu Najafi 日本語 한국어 中文 Chinese (Traditional) Hindi Hindi Muhammad Farooq Khan മലയാളം Malayalam Karakunnu & Elayavoor தமிழ் Melayu Indonesian Indonesian Quraish Shihab Indonesian Tafsir Jalalayn বাংলা জহুরুল হক فارسى كوردی Pashto Тоҷикӣ Татарча ไทย ئۇيغۇرچە Ўзбек Uzbek Mikhailo Yakuboych ދިވެހި Sindhi অসমীয়া Bisayan Iranun Maguindanaon Dari Hebrew қазақ тілі Khmer Marathi Hausa soomaali Swahili Afar N'ko Akan Chewa Dagbani Kinyarwanda Lingala Luganda Luhya Malagasy Mõõré Yaw Amazigh Amharic
Your browser does not support the audio element. طه، مفهوم این حروف به الله معلوم است و بس. (نام پیغمبر ج نمیباشد).
ما قرآن را بر تو نازل نکردیم تا خود را به رنج و مشقت اندازی.
بلکه (آن را نازل کردیم) برای پند آموزی کسانی که از الله میترسند.
کتابی است نازل شده از سوی کسی که زمین و آسمانهای بلند را آفریده است.
همان پروردگار بخشنده که بر عرش قرار گرفت.
هر آنچه در آسمانها و هر آنچه در زمین است و هر آنچه در میان آن دو است و هر آنچه زیر خاک است؛ همه از الله است (و در تصرف او قرار دارند).
و اگر سخن را آشکارا گویی (یا آن را پنهان کنی، بدان که) او سخن پنهان و پنهانتر را میداند.
الله آن ذاتی است که هیچ معبودی برحق به جز او نیست، برای اوست نامهای نیکو و زیبا.
و آیا خبر موسی به تو رسیده است.
هنگامی که آتشی دید، پس به خانوادهاش گفت: توقف کنید، زیرا من آتشی دیدم، امیدوارم از آن آتش شعلهای برای شما بیاورم یا بر آن آتش راهنمایی بیابم.
پس چون به آن آتش نزدیک شد، صدا کرده شد که ای موسی!.۔
يقينا من پروردگار توام، پس نعلهایت را از پا بیرون آر، زیرا تو در وادی مقدس طوی هستی.
و من تو را (به رسالتم) برگزیدهام، پس به آنچه که وحی میشود، گوش کن.
البته من «الله» هستم، و معبودی بر حق جز من نیست، پس مرا عبادت کن و نماز را برای یاد کردن من برپا کن.
بیگمان قیامت آمدنی است، (ولی) میخواهم (وقت) آن را (كاملاً) پنهان دارم تا هرکس برابر کوشش خود (خیر یا شر) جزا داده شود.
پس نباید که تو را از آن (ایمان به روز قیامت و عمل نیک) کسی باز دارد که به قیامت ایمان ندارد و از هوی و هوس خود پیروی کرده است، پس در نتیجه هلاک شوی.
(باز الله پرسید:) ای موسی! در دست راست تو چیست؟
موسی گفت: این عصای من است، بر آن تکیه میکنم و با آن برای گوسفندانم برگ میتکانم و نیازهای دیگری (نیز) برای من از آن بر میآید.
الله فرمود: ای موسی! آن را بانداز.
پس موسی آن را انداخت که ناگهان ماری گردید که میدوید.
الله فرمود: آن را بگیر و نترس، به زودی آن را به حالت اولیاش بر میگردانیم.
و دست خود را در زیر بازویت ببر، تا سفید و درخشان، بدون هیچ عیبی به عنوان نشانۀ دیگر بیرون آید.
تا از آیات بزرگ خود به تو نشان دهیم.
(اکنون) بهسوی فرعون برو، که او طغیان و سرکشی کرده است.
موسی (درخواست نموده) گفت: ای پروردگارم! سینهام را برایم بگشا.
و برایم از خانوادهام وزیری قرار ده.
پشتِ مرا به او استوار کن.
و او را در کارم (رسالت) شریک کن.
تا تو را بسیار تسبیح گوییم.
چون تو به احوال ما بینایی.
الله فرمود: ای موسی! البته خواستهات به تو داده شد.
و به راستی بار دیگر (پیش از این) هم بر تو منت نهادیم.
هنگامی که به مادرت آنچه را که باید الهام میشد، الهام کردیم.
(آن الهام این بود) که او را در صندوقی قرار ده، پس او را در دریا بانداز تا دریا او را به ساحل افگند، و دشمن من و دشمن او، وی را بگیرد، و من محبتی از جانب خود بر تو افگندم، و تا زیر نظر من پرورش یابی.
وقتی که خواهرت میرفت و میگفت: آیا کسی را به شما نشان دهم که پرورش او را به عهده گیرد؟ باز تو را به مادرت باز گردانیدیم تا چشمش روشن شود، و غمگین نگردد، و تو کسی را کشتی و ما تو را از غم و اندوه نجات دادیم، و تو را با آزمایشهای سخت آزمودیم، پس چندین سال در میان اهل مدین ماندی، باز ای موسی! در زمان مقدر (به مصر) بازگشتی.
تو را برای (رسانیدن پیغام) خود ساختم.
برو تو و برادرت با معجزههای من (برای دعوت فرعون و قوم او) و در یاد کردن من سستی مکنید.
بهسوی فرعون بروید که البته او سرکشی و طغیان کرده است.
و با او سخن نرم بگویید، شاید پند گیرد یا (از عذاب الله) بترسد.
گفتند: (موسی و هارون) ای پروردگار ما! همانا از آن میترسیم که او بر ما تجاوز کند یا آن که طغیان کند.
(الله) فرمود: نترسید، يقينا من با شما هستم بیگمان میشنوم و میبینیم.
پس نزد او بروید و بگویید: همانا ما دو فرستادۀ پروردگار تو هستیم، پس بنی اسرائیل را همرای ما بفرست و آنان را عذاب مکن. به درستی که ما معجزهای از سوی پروردگارت برایت آوردهایم. و سلام بر کسی که از هدایت پیروی کند.
چون به ما وحی شده است که عذاب بر کسی واقع میشود که (آیات آسمانی و معجزات را) تکذیب کند و روی بگرداند.
فرعون گفت: ای موسی! پس پروردگار شما کیست (که بهسوی او مرا دعوت میدهید)؟
موسی (در جواب) گفت: پروردگار ما کسی است که هر چیزی را وجود بخشیده باز آن را (در راستای آن چیزی که برایش آفریده شده) هدایت کرده است.
(فرعون) گفت: پس حال (و سرنوشت) نسلهای پیشین چگونه است؟
(موسی) گفت: علم آن در کتابی نزد پروردگارم است، پروردگارم نه خطا میکند و نه فراموش میکند.
پروردگاری که زمین را برای شما فرشی (مانند گهواره) ساخت و در آن برای شما راهها را مهیا کرد و از آسمان آبی فرود آورد، پس به وسیلۀ آن انواع مختلف از نباتات را جفت جفت بیرون آوردیم.
بخورید و چهارپایانتان را بچرانید، يقينا در این امر برای صاحبان خرد نشانههایی است.
از این زمین شما را آفریدیم و در این زمین شما را باز میگردانیم و از آن بار دیگر شما را بیرون (زنده) میکنیم.
البته همۀ آیات خود را به او (فرعون) نشان دادیم، ولی او تکذیب کرد و نپذیرفت.
(فرعون) گفت: ای موسی! آیا آمدهای که ما را با جادوی خود از سرزمین خود ما بیرونی کنی؟
پس بدان که ما نیز حتما جادویی مانند آن را برای تو میآوریم، پس بین ما و خودت وعدهای در مکان هموار بگذار که نه ما و نه تو از آن تخلف کنیم.
موسی گفت: وعده گاهتان روز جشن است. و اینکه همۀ مردم در وقت چاشت جمع کرده شوند.
پس فرعون برگشت و همۀ مکر و فریب خود را جمع کرد، باز (برای مقابله) آمد.
موسی به آنان گفت: وای بر شما! بر الله دروغ نبندید، که الله شما را با عذاب سخت ریشه کن خواهد کرد، و کسی که بر الله دروغ بست حتما ناکام میگردد.
پس (جادوگران) در میان خود اختلاف نمودند و مخفیانه باهم گفتگو کردند.
(بالآخره به نتیجه رسیدند و) گفتند: البته این دو جادوگرند که میخواهند با جادوی خویش شما را از سرزمینتان بیرون کنند و آیین بهتر شما را از بین ببرند.
لذا تمام حیله و تدبير خود را جمع کنید، باز صف بسته (به میدان) پیش آیید، بیگمان امروز هرکس غالب گردد، پیروز شده است.
(جادوگران در آغاز مبارزه) گفتند: ای موسی! یا تو (اول عصایت را) میاندازی يا ما اولین کسی باشیم که میافگند؟
موسی گفت: بلکه شما اول بافگنید، پس ناگهان بر اثر سحر آنان، ریسمانها و عصاهایشان (در نظر موسی) چنان معلوم شد که میدوند.
پس موسی در دل خود احساس ترس کرد (ولی آن را پنهان داشت).
گفتیم: نترس، بدون شک تو غالب و برتری.
و آنچه را که در دست راست داری بیانداز، تا هر چه را ساختهاند ببلعد، در حقیقت آنچه را که ساختهاند، نیرنگ جادوگر است. و جادوگر هرجا برود پیروز نمیشود.
پس (با دیدنِ غلبۀ حق) جادوگران سجدهکنان افتادند و گفتند: به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.
(فرعون) گفت: آیا پیش از آنکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ بیگمان او بزرگ شماست که به شما جادو آموخته است، پس دستها و پاهای شما را بر خلاف یکدیگر قطع میکنم، و شما را بر تنههای درخت خرما به دار میآویزم، و البته خواهید دانست کدام یک از ما و شما (در عذاب دادن) سختتر و (در دنیا) پایندهتر است.
(جادوگران به فرعون) گفتند: هرگز تو را بر دلایل روشنی که به ما رسیده و بر کسی که ما را آفریده است، ترجیح نمیدهیم. پس هر حکمی که (در حق ما) میخواهی، بکن. تو فقط در این زندگانی دنیاست که حکم میرانی.
البته ما به پروردگار ما ایمان آوردیم تا گناهان ما را بیامرزد و آنچه از جادو را که ما را بر آن مجبور کردی (نیز بیامرزد)، و الله بهتر و پایندهتر است.
و واقعا هرکس نزد پروردگارش مجرم بیاید، پس یقینا دوزخ برای اوست، که نه در آنجا میمیرد و نه زنده میماند.
و هرکس نزد او مؤمن بیاید، در حالیکه اعمال نیک انجام داده باشد، پس این جماعت برایشان رتبههای بلند است.
باغهای همیشگی، که از زیر (قصرها و درختان) آن نهرها روان است، و همیشه در آن میمانند و این است پاداش کسی که پاکی اختیار کرده است.
و همانا به موسی وحی فرستادیم که بندگانم را در شب ببر، و راه خشک برای آنان در دریا باز کن، که نه از رسیدن (لشکر دشمن) بترسی و نه (از غرق شدن در آن) بیمناک باشی.
پس فرعون با لشکریانش آنان را تعقیب کرد، پس پوشانید از (امواج) دریا آنچه آنان را پوشانید.
و (نتیجه این شد که) فرعون قومش را گمراه ساخت و (به راه راست) هدایت نکرد.
ای بنی اسرائیل! در حقیقت ما شما را از دشمنتان نجات دادیم و در جانب راست کوه طور با شما وعده نهادیم و بر شما من و سلوی نازل کردیم.
و از چیزهای پاکیزهای که به شما روزی دادهایم بخورید و در آن از حد تجاوز نکنید که غضب من بر شما نازل خواهد شد، و هر کس که غضب من بر او نازل گردد یقینا که نابود شده است.
و يقينا من بسیار آمرزندهام برای کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل نیک انجام دهد، باز به راه مستقیم راهیاب شود.
و ای موسی! چه چیز (سبب شد که) تو را از نزد قومت به شتاب آورد؟
(موسی) گفت: آنان پی مناند، و ای پروردگارم! من بهسوی تو شتافتم تا راضی شوی.
الله فرمود: اما ما پس از (آمدن) تو قومت را آزمایش کردیم، و سامری آنها را گمراه ساخت.
پس موسی خشمگین و با تأسف شدید بهسوی قومش بازگشت و گفت: ای قوم من! آیا پروردگارتان وعدۀ نیک به شما نداد؟ آیا مدت بر شما دراز شد، یا خواستید که غضبی از سوی پروردگارتان بر شما نازل شود؟ چرا که با وعدۀ من مخالفت کردید.
گفتند: ما به اختیار خود از وعدۀ تو مخالفت نکردیم، بلکه بارهای سنگین از زر و زیور قوم (قبط) بر ما تحمیل شده بود، پس آنها را دور انداختیم، و سامری نیز دور انداخت.
پس (سامری) مجسمۀ گوسالهای را برایشان بیرون آورد که (مانند) صدای گوساله داشت، پس گفتند: این معبود شما و معبود موسی است و موسی آن را فراموش کرده است.
پس (چگونه گوساله را معبود قرار دادند) آیا نمیبینند که پاسخ سخنانشان را نمیدهد و مالک هیچ زیان و سودی برایشان نیست؟
و در حالیکه پیش از این هارون به آنان گفته بود: ای قوم من! شما با این (گوساله) مورد ابتلا و آزمون قرار گرفتهاید، پروردگار شما الله مهربان است، پس از من پیروی کنید و امر مرا بجا آورید.
(منحرفان بنی اسرائیل) گفتند: ما پیوسته به عبادت گوساله ادامه میدهیم تا آنکه موسی به نزد ما باز گردد.
پس (وقتی موسی برگشت) گفت: ای هارون! وقتی آنان را دیدی که گمراه شدند چه چیزی تو را بازداشت؟
که از من پیروی کنی؟ آیا دستور مرا نافرمانی کردی؟
گفت: ای پسر مادرم! نه ریش مرا بگیر و نه موی سرم را، من از آن ترسیدیم که بگویی بین بنی اسرائیل تفرقه انداختی و سخن مرا رعایت نکردی.
(موسی) گفت: ای سامری! مقصود و هدف تو چه بود؟
(سامری) گفت: من چیزی را دیدم که (مردم) آن را نديدند، پس مشتی خاک از نقش پای فرستاده (الله) را گرفتم، پس آن را افگندم. این چنین نفس من (این کار را) در نظرم آراست.
موسی گفت: پس برو، یقینا سزای تو در زندگی دنیا این باشد که بگویی: (به من) دست نزنید و نزدیک نشوید، البته وعدۀ دیگر داری که هرگز در آن با تو خلاف نشود. و به آن معبودت که برای عبادت وی معتكف بودی بنگر، که البته آن را میسوزانیم، باز آن را در دریا پراکنده میکنیم به پراگندگی خاص.
بدون شک معبود شما تنها الله است که هیچ معبودی (بر حق) جز او نیست، علم او همه چیز را فرا گرفته است.
این چنین اخبار گذشته را برای تو حکایت میکنیم، و يقينا از جانب خود پند (قرآن) به تو دادیم.
هر کس که از آن روی گردان شود، پس او در روز قیامت بار گناه را بر میدارد.
که همیشه در آن خواهند ماند و چه بد باری است که در روز قیامت خواهند داشت.
روزی که در صور دمیده میشود و گناهکاران را در آن روز کبود چشم جمع میکنیم.
در حالی که پنهانی در میان خویش میگویند: شما نماندهاید (در دنیا) جز ده شبانه روز.
ما به آنچه میگویند داناتریم، وقتی نیک روشترینشان میگوید: نماندهاید مگر یک روز.
و از تو دربارۀ کوهها میپرسند (که در روز قیامت چه خواهند شد) پس بگو: پروردگارم آنها را در هوا پراگنده خواهد کرد.
پس آنها را به شکل میدان هموار میگذارد.
که (تو ای مخاطب) در آن هیچ نشیب و فرازی را نمیبینی.
در آن روز از دعوت دهندهای پیروی میکنند که در آن هیچ کجی نباشد. و صداها در برابر پروردگار مهربان پست و خاموش میگردد و جز صدای آهسته نمیشنوی.
در آن روز شفاعت (احدی) سود نمیبخشد، مگر کسی که پروردگار مهربان به او اجازه داده است و او را از روی گفتار بپسندد.
الله میداند آنچه را که پیش روی مردم است و آنچه را که پشت سر آنهاست، ولی (مردم) از نگاه علم به او آگاهی ندارند.
و چهرهها برای (الله) زنده پاینده که مدبر کائنات است اظهار تواضع میکنند و کسی که بار ظلم را بر دوش داشت، ناکام میگردد.
و هرکس کارهای نیک کند و او مؤمن باشد، پس نه از ظلم (در حق خود) میترسد و نه از کمی ثواب.
و این چنین آن را قرآن عربی نازل کردیم و در آن بیم دادن و ترساندن را به (شیوههایی گوناگون) آوردیم، تا پرهیزگار شوند، یا باعث یادآوری و پند ایشان شود.
پس الله پادشاه حقیقی و برحق، بزرگ و بلند مرتبه است. و در (خواندن) قرآن عجله مکن پیش از آنکه وحی آن بر تو به انجام رسانده شود، و بگو: پروردگارم! بر علم و دانشم بیافزای.
و به یقین پیش از این بهسوی آدم حکم کردیم، پس (آن را) فراموش کرد و برای او عزم محکم نیافتیم.
و یادآور شو وقتی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید، پس همه سجده کردند به جز ابلیس که (از سجده کردن) سرباز زد.
پس گفتیم: ای آدم! در حقیقت این ابلیس برای تو و همسرت دشمن است، پس شما را از جنت بیرون نکند، که در رنج و مشقت افتی.
و تو در آن (جنت) نه گرسنه میشوی و نه برهنه میمانی.
و هم اینکه در آنجا نه تشنه میشوی و نه گرما زدۀ آفتاب.
پس شیطان بهسوی او وسوسه انداخت، گفت: ای آدم! آیا تو را به درخت همیشگی و ملکی که زایل نمیشود، راهنمایی کنم؟
پس هر دو از آن درخت خوردند، در نتیجه، شرمگاههایشان بر آنها آشکار شد و شروع کردند به چسپانیدن برگهای جنت بر خود، و این گونه آدم به پروردگارش عصیان کرد و راه را گم کرد.
باز پروردگارش او را برگزید، زیرا توبۀ او را قبول کرد و هدایتش کرد.
(الله) فرمود: پس هر دو با هم از آن پایان شوید، در حالی که بعضی از (نسل) شما دشمن بعضی دیگر خواهند بود، پس اگر برای شما از جانب من هدایت رسد، هر کس از هدایتم پیروی کند، نه گمراه میشود و نه رنج میکشد.
و هرکس از یاد من روی بگرداند زندگی تنگ و سخت خواهد داشت. و روز قیامت او را نابینا حشر خواهیم کرد.
میگوید: ای پروردگارم! چرا مرا نابینا حشر کردی؟ حال آنکه (در دنیا) بينا بودم.
(الله) فرماید: همان طور که آیات ما به تو رسید و آنها را فراموش کردی، همانگونه امروز فراموش میشوی.
و این چنین سزا میدهیم کسی را که اسراف کرده و به آیات پروردگارش ایمان نیاورده است. و البته عذاب آخرت سختتر و پایندهتر است.
آیا برای آنان روشن نشده است که پیش از ایشان چه بسیار نسلها را نابود کردیم که (اکنون آنان) در محل سکونتشان رفت و آمد میکنند؟ یقینا در این (امر) نشانههایی برای خردمندان است.
و اگر سخنی که سابقا از پروردگارت صادر شده، و موعدی مشخص مقرر نشده بود، بدون شک (عذاب آنها در همین دنیا) حتما لازم و واقع میشد.
پس در مقابل آنچه میگویند صبر کن. و قبل از طلوع آفتاب و پیش از غروب آن و در بخشی از ساعات شب و در بخشهایی از روز پروردگارت را به پاکی یاد کن، تا راضی و خشنود گردی،
و بهسوی آنچه از زیب و زینت زندگی دنیا که برخی از آنان را بهرهمند ساختهایم چشم مدوز تا آنان را در آن بیازماییم، و روزی پروردگار تو بهتر و پایدارتر است.
وخانوادهات را به نماز امر کن و (خودت نیز) بر آن صابر باش، ما از تو روزی نمیخواهیم، ما تو را روزی میدهیم و عاقبت از تقوا است.
و (کافران) گفتند: چرا معجزهای از سوی پروردگارش برای ما نمیآورد؟ آیا دليل واضح که در صحیفههای پیشین است، برایشان نیامده است؟!
و اگر ما آنان را پیش از وی به عذابی هلاک میکردیم، میگفتند: پروردگارا! چرا پیغمبری را برای ما نفرستادی تا آیات تو را پیروی میکردیم، پیش از آنکه خوار و رسوا میشدیم؟
بگو: همه منتظرند پس (شما نیز) در انتظار باشید، پس به زودی خواهید دانست که چه کسانی اهل راه راست هستند و چه کسی راه یافته است.