پس هنگامی که او را زائید، (دید که دختر است و به درگاه پروردگار دست مناجات برداشت و عذر خواهان) گفت: خداوندا! من او را دختر زائیدم - ولی خدا بدانچه او به دنیا آورده بود آگاهتر بود (از خودِ مادرِ مریم، و بهتر میدانست که) پسر مانند دختر نیست (و این دختر به مراتب از پسری که آرزوی او بود، سودمندتر خواهد بود) - من او را مریم نام گذاردم و او و فرزندانش را از (وسوسه و گمراهسازی) اهریمن مطرود (از درگاه فضل و کرمت، به تو میسپارم و) در پناه تو میدارم. [[«رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُهَا أُنثَی»: این جمله بیانگر افسوس مادر مریم است، نه این که او خدا را آگاه سازد. (أُنثَی) حال ضمیر (هَا) است. «لَیْسَ الذَّکَرُ کَالأُنثَی»: این سخن میتواند گفته خدا باشد و یا گفته مادر مریم که با افسوس میگوید: برای خدمت به بیتالمقدّس، دختر همچون پسر نمیتواند مفید باشد. «أُعِیذُهَا بِکَ»: او را در پناه تو میدارم و به تو میسپارم. «الرَّجِیمِ»: مطرود.]]