زنان از کار افتادهای که (به سنّ و سال نازائی رسیدهاند و بر اثر سالخوردگی جاذبهی جنسی را کاملاً از دست دادهاند و) میل به ازدواج (با مردان، و مردان نیز رغبت به ازدواج با آنان را) ندارند، اگر لباسهای (حفظ حجاب مذکور در سورهی نور آیهی 31، و سورهی احزاب آیهی 59) خود را از تن به در آورند (و با جامههای معمولی با دیگران معاشرت کنند) گناهی بر آنان نیست (چرا که به علّت فرتوت بودن و کهنسال شدن، همچون دختران نابالغ گشتهاند) در صورتی که (هدف آنان خودآرائی و نمایش وسائل آرایش در برابر مردم نبوده و به بهانهی برداشتن لباس حجاب) زینت را نشان ندهند. (با همهی این احوال، چون پیران سرمشق جوانان هستند) اگر عفّت را رعایت کنند (و خویشتن را بپوشانند) برای ایشان بهتر است، و خداوند شنوا و دانا است (و لذا آنچه را میگویند میشنود، و آنچه را در دل دارند و در سر میپرورانند میداند). [[«الْقَوَاعِدُ»: جمع قاعد. زنان پیر و فرتوتی که از حیض باز ایستادهاند و نازا شده و میل زناشوئی و جاذبه جنسی را کاملاً از دست داده باشند. «لا یَرْجُونَ نِکاحاً»: امیدی به ازدواج ندارند، چرا که دیگر بدانان رغبتی نیست و آتش دلدادگی و دلباختگی خودشان در دلشان فرو مرده است. «أَن یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ»: این که لباسهای خود را زمین بگذارند. مراد (خِمار) و (جَلابیب) مذکور در سوره نور آیه 31، و سوره احزاب آیه 59 است که روسری و چارقد و مقنعه و جامههای رویین میباشد. «غَیْرَ»: حال است. «مُتَبرِّجاتٍ»: خارجشوندگان از حشمت. زنان آرایش کرده و زینت و زیبائی خود را نشان دهنده. «یَسْتَعْفِفْنَ»: عفّت پیشه کنند. مراد حفظ حجاب برابر سوره نور آیه 31، و سوره احزاب آیه 59 است.]]