هنگامی که (برای بار دوم) در صور دمیده شود، هیچ گونه خویشاوندی و نسبتی در میان آنان نمیماند (چرا که هرکسی در اندیشهی نجات خویشتن است) و در آن روز از همدیگر نمیپرسند (زیرا در جهان دیگر انتساب به فلان شخص یا طایفه و قبیله کارگشا نیست و در آن دم همه از یکدیگر رمان و گریزانند). [[«الصُّور»: بوق. مراد صور دوم است که نشانه رستاخیز مردگان است (نگا: انعام / 73). «فَلآ أَنسَابَ بَیْنَهُمْ»: هیچ گونه روابط فامیلی و خویشاوندی بر جای نمیماند. بدین معنی که در قیامت انسان است و اعمالش و هیچ کس از دیگری دفاع نمیکند و نسبتها و خویشاوندیها از کار میافتد (نگا: عبس / 34 - 37). «لایَتَسَآءَلُونَ»: از همدیگر نمیپرسند. این عدم پرسش از یکدیگر در آغاز هنگامه رستاخیز است (نگا: قصص / 66، معارج / 10) والاّ بعد از آن پرسش و مجادله در میگیرد (نگا: صافّات / 27، طور / 25، مدّثّر / 40).]]