(ای پیغمبری که آزمند بر ایمان آوردن قوم خود و متأسّف بر روی گردانی ایشان از دعوت آسمانی هستی! بدان که) اگر پروردگارت میخواست مردمان را (همچون فرشتگان در یک مسیر و بر یک برنامه قرار میداد و) ملّت واحدی میکرد (و پیرو آئین یگانهای مینمود، و آنان در مادیات و در معنویات و در انتخاب راه حق یا راه باطل اختیار و اختلافی نمیداشتند. آن وقت جهان به گونهی دیگری در میآمد) ولی (خدا مردمان را مختار و با اراده آفریده و) آنان همیشه (در همه چیز، حتّی در گزینش دین و اصول عقائد آن) متفاوت خواهند ماند. [[«أُمَّةً وَاحِدَةً»: ملّت واحدی. مردمان یکسان و همگونی. «لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً ...»: مردمان را ملّت واحدی و یکسانی میکرد که مثلاً زندگی اجتماعی آنان همسان زندگی زنبوران عسل و مورچگان، و زندگی روحانی ایشان همگون زندگی فرشتگان میشد و کارشان مبنی بر اجبار نه اختیار میگشت و ثواب و عقابی به اعمالشان تعلّق نمیگرفت (نگا: بقره / 213، یونس / 19). «وَلا یَزالُونَ مُخْتَلِفِینَ»: همیشه متفاوت و جداگانه میمانند. دستهای ایمان میآورند و از حق جانبداری مینمایند و گروهی ایمان نمیآورند و حق را نمیپذیرند.]]